سيد محمد باقر برقعى
3133
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
مرغك غوطهور مات و مغموم * جنگد آهسته با خشم طوفان گرچه حق چيره مىگردد آخر * ارچه گاهى شود چيره شيطان * * موجهاى كف آورده بر لب * تيره بر مرغ دريا زمان كرد وه چه بسيار قربانى اينسان ! * خيره طوفان به دريا نهان كرد * * شورشى وحشتافزا و مبهم * كرده بر پا خزر بىمحابا چند روزى به پايان مرداد * كرد درياچه اين گونه غوغا * * پرچم تيرهرنگ سياهى * دور از ساحل كهنه پيداست پيك مرگ دو صيّاد محروم * روى آن با علامت هويداست * * گويى امروز سيل حوادث * بارد از آسمان سوى ساحل كرده بر پا خزر انقلابى * رنج و حرمان و غم داده حاصل !